معماري سبز، در حقيقت روند تازه يي نيست ؛ چرا که در بسياري از تمدن هاي باستاني و معماري هاي سنتي از جمله معماري سنتي ايران به صورتي بنيادين وجود داشته است. همچنين نمونه بارز و سيستماتيک آن را مي توان در «علم فنگ شويي» يا همان «هنر چيدمان چيني» ديد . 

امروزه در پي پيامدهاي منفي جهان صنعتي ، نظير آلودگي روزافزون هوا و محيط زيست ، کاهش منابع طبيعي و بحران انرژي ، حفظ و پاسداري از منابع طبيعي جهان به يکي از مهم ترين دغدغه هاي انسان عصر حاضر تبديل شده است .

 

اما معماري سبز با جست و جوي راهي براي به حداقل رساندن اثرات منفي ساختمان ها بر محيط زيست در حقيقت تلاشي است براي هم آوايي و همسويي با طبيعت از طريق افزايش کارايي و بهينه سازي در مصرف مصالح ، انرژي و گسترش فضا .

بدين ترتيب در معماري سبز به جاي دشمني با طبيعت ، انرژي هاي آن را مهار کرده و به بهترين شکل در ساختمان ها مورد استفاده قرار مي گيرد .

 

دستيابي به چنين هدفي با اندک نگرشي ممکن مي شود به عنوان مثال در يک ساختمان سبز و همراه با طبيعت از مواد و مصالحي استفاده مي شود که براي طبيعت زيان نداشته و نه تنها آن را آلوده نمي کند ، بلکه قابل برگشت به چرخه طبيعت است. ساختماني که با استفاده از مصالح پيرامون خود و در عين حال به گونه اي مستحکم بنا شده باشد ، خود جزيي از طبيعت مي شود